آروشاآروشا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره
آرشینآرشین، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره

مادرانه ای برای دخترم

آش دندونی

   دختر گلم، توی 9 ماهگی یه دندون سفید خوشگل درآوردی. قربون اون قیافت که وقتی میخندی و دندونت معلوم میشه، انقدر بامزه میشی. دست مامانی درد نکنه که برای دختر خوشگلم آش دندونی درست کرد. دست عزیز جون هم دردنکنه که براش گوشت فرستاد تا برای دخترم کباب درست کنم و به دندون بکشه. راستی خاله سمیرا و زندایی لیلا و عمه نسرین هم همگی مارو شرمنده کردن، دست همگی درد نکنه.       ...
14 آذر 1392

بردیا و آروشای مامانی

    امروز خاله ناهید و بردیا جون مهمونمون بودن. خیلی به هممون خوش گذشت. ماشاا... به بردیا جون خیلی بامزه و تپلی شده. خاله ناهید هم کلی زحمت کشیده بود و یه گربه خوشگل برات آورده بود. از همه جالب تر  اینکه این گربه رو تو می کشیدی، بردیا می کشید. کلی بامزه و خنده دار  شده بودین. این اولین باری بود که با یه بچه هم سن و سال خودت بازی می کردی.   ...
28 آبان 1392

ماکارانی

     اینجا برای اولین بار خودت غذا میخوردی و کلی از اینکار لذت بردی. البته  فکر کنم بیشتر هیجان زده و کنجکاو بودی و بلد نبودی چطوری باید ماکارانی بخوری. به همین خاطر همه ماکارانی ها رو روی خودت و زمین ریخته بودی. قربون اون نگاه های متعجب و کنجکاوت برم من جیگر مامان.     ...
22 مهر 1392

5 ماهگی دختر گلم

  عزیز دلم توی 5 ماهگی بود که تونستی خودت به تنهایی بشینی، البته باید حتما یه چیزی پشتت می گذاشتم چون هنوز نمی تونستی تعادلت رو حفظ کنی. قربرن اون نگاه کردنت. خواستنی من دوستت دارم.      ...
21 شهريور 1392